دسته‌ی روزنوشت

چالش‌های وبلاگی نباید بمیرند؛ چالش کتاب‌خوانی ۱۳۹۸

به نقل از وبلاگ جادی: در وبلاگستان چیزی بود به اسم «بازی وبلاگی» که وبلاگنویس ها همدیگه رو دعوت می کردن به کارهای مختلف. مثلا گفتن از شب یلدا، گذاشتن یک عکس در حال بوس یا مثلا گفتن از پنج کتاب تاثیر گذار و در أخر مطلب هم دعوت کردن پنج نفر دیگه برای ادامه جریان. اما با اومدن «چلنج آب یخ» این کارها به…

ادامه مطلب

کاراگاهان حقیقی: تئوری هُیت

فصل سوم کاراگاهان حقیقی به نظر من به حدی خوب و جذاب با یک معمای پر مغز می‌باشد که باعث شد موتور من برای بررسی و نظریه پردازی روشن شود. اگر کمی از این سندروم مقایسه هر چیزی با فصل اول کاراگاهان حقیقی دور شویم، این فصل بسیار دلچسب هستش. من معتقدم که اگر مجدد فصل اول رو یک بار دیگر با بازی متیو مک‌کانهی…

ادامه مطلب

برای تو که در بندی

من دوستان کمی دارم. می‌دانم که با گفتن این جمله، با خود فکر میکنید که آیا شما را در همین تعداد اندک جا داده‌ام یا نه، یا اصلا با احتساب شما، همچنان تعداد دوستانم کم است یا خیر؟ اما تا جایی که یادم است همیشه دوستان کمی داشته‌ام. برای همین است که فقدان یکی از همین تعداد اندک، بسیار برایم سخت است. البته دوستان بسیار…

ادامه مطلب

یک ماه و چند روز در سارینا

در ادامه‌ی نوشته‌ی قبلیم در رابطه با جلسه‌هایی که برای استخدامی رفتم، یکی از اون جلسات به نتیجه رسید و من در حال حاضر تحت عنوان فرانت-اند دولوپر عضو شرکت سارینا هستم. بعد از مدت تقریبا زیادی که یا تنها کار می‌کردم و یا دورکار بودم، وارد شرکتی شدم که از نظر نیرو و تعداد افرادی که اونجا کار میکنن، در طی چهار یا پنج…

ادامه مطلب

چند مصاحبه‌ی اخیر من

طی چند سال قبل، هیچ مصاحبه کاری جدی نرفتم. یعنی هر جلسه‌ی مصاحبه‌ای که می‌رفتم، به دنبال کار نبودم ولی از اطرافیان معرفی شده بودم، منم بیشتر برای آشنایی و گپ زدن می‌رفتم. اما چند وقت گذشته، بعد از مدت طولانی تصمیم گرفتم کارم رو عوض کنم، پس به چندتا مصاحبه کاری جدی رفتم، از همین رو طی این مصاحبه ها به نکات عجیب و…

ادامه مطلب