آرشیو به تاریخ مهر ۱۳۹۶

خاطرات ویلیام فاکنر

صبح با صدای بارون از خواب بیدار شدم. هنوز منگ و گیج خواب بودم و مغزم لود نشده بود، نمیدونستم چند شنبست و چه فصلیه که اینجوری بارون میاد. هفته رو مرور کردم و فهمیدم امروز پنجشنبه‌ست و حدس زدم پاییز پاتک زده، چون خونه هم به شدت سرد بود. گوش دادن به صدای بارون زیر پتوی گرم، هرکسی جای من بود، تخت رو ول…

ادامه مطلب

روز همه حیوون ها

امروز چهار اکتبر رو اختصاص دادن به همه حیون های دنیا، چه نر چه ماده چه با دست و پا، چه بی دست و پا چلفتی و بقیه گونه ها… حدود صد سال پیش در شهری تو ایتالیا دغدغه یه گروه زیست شناسی دوستی با حیوانات به دلیل اینکه نسل بعضی هاشون در حال انقراض بود، این روز رو به عنوان روز جهانی حیوانات اختصاص…

ادامه مطلب

همکاری با یک هنرمند ناشنوا

امروز که هشتم مهر ماه هستش رو اختصاص دادن به #ناشنوایان. امروز از این نظر روز عجیبی هستش که نمیدونی باید چنین روزی رو تبریک گفت یا تبریگ نگفت… اما چنین روزی مارو به این یاد میندازه که افرادی هستن که شنیدن صدای کسانی که دوستشون دارن و از شنیدن موسیقی محرومن. اینکه ما صداهای اطرافمون نشمویم، نفهمیم مایکل جکسون و فردی مرکوری چه کسانی…

ادامه مطلب

همزاد هلندی شما کجاست

‎شاید براتون جالب باشه که همزادتون تو یه دنیای موازی الان کجاست، چیکار میکنه، شاید از شما موفق تر باشه، شاید شما با اینکه تو ایران زندگی میکنین، ازش موفق ترین، که باید بهتون تبریک گفت واقعا. اینطور که من خبر دار شدم، همزاد هلندیم توی آمستردام دخترباز قهاری هست و کلی مزاحم نوامیس میشه. جبر جغرافیایی واقعی اینه والا ‎اگه این ارش هلندی (بر…

ادامه مطلب

۷ مهر، روز آتش نشانی

هر موقع اسم اتش نشان به گوشم میخوره، سریع ذهنم میره پیش پلاسکو و اون روزا… روز حادثه دو تا چهارراه اونور تر بودم و برای مامانم کادو میگرفتم، که خبر ریختن پلاسکو رو شندیم. برای من که بیش از ده سال از پلاسکو خرید میکردم، باور کردنی نبود. الان به اون روزا که فک میکنم، قلبم به درد میاد، عجیب روز های تلخی بودن….

ادامه مطلب