فصل ششم فرار از زندان، چرا؟

بزرگ‌‌ترین غافلگیری فصل پنجم فرار از زندان، لو رفتن هویت واقعی شوهر سارا یا پدر شدن تی بگ یا حتی صحنه سازی مایکل برای گیر انداختن پوسایدن نبود، بزرگترین غافلگیری فصل پنجم بد بودنش بود. مشکل اصلی فصل پینجم، شتاب‌زدگی و تعداد کم اپیزودها بود که باعث شد به جای یک ماراتن، شاهد با یک دوی صدمتر طرف باشیم. این فصل فقط میخواست مایکل رو زنده کنه، برگردونه پیش خانواده ش، بدون هیچ جزئیاتی و برنامه ای! کلا ایده فرار از زندان، ایده ی کلیشه ای هستش، ولی چی شده بود که دو فصل اول این #سریال، انقد جذاب بود؟ جزئیاتش بود که صرف روایت این داستان از زاویه های دیگه ای میشد. این جزئیات انقد قوی و مجذوب کننده بود که بیست و چهار قسمت فصل یک رو توی ۳۰ ساعت دیدم.

اما الان فرار از زندان شده حکایت این آدم هایی که وقتی پول لازم میشن، یه کارگاه چند روزه میزارن، چند نفر ثبت نام کنن و یه پولی گیرشون بیاد! حالا شبکه فاکس و ونتروث میلر، هر موقع جیبشون خالی میشه یا حوصلشون سر میره، فصل جدیدی از سریال رو میکنن! چقد برای فصل پنج ذوق داشتیم، چقد بیشترها خورد تو ذوقمون. شایعه ساخت فصل شیش و حالا تائیدش، خبر دلسرد کننده ای بود، چون مهر تائیدی بود بر این قضیه که فاکس، بعد از پروژه ایکس و ۲۴، حالا با فرار از زندان میخواد با نوستالژی های طرفدارای این شبکه بازی کنه، اونم برای دومین بار!

(Visited 3 times, 1 visits today)

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × پنج =